محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

23

خلد برين ( فارسى )

بزرگوار مدفون ساختند و قبه‌اى رفيع و گنبدى منيع بر سر مرقد معطر و مشهد منورش اساس نهاده در اندك زمانى ابواب تمامى بر روى آن قبهء عرش‌سا گشادند و سالها آن قبهء نورپاش ، مطاف طايفان عالم بالا و مرجع صوفيان صافى طويت بسيط غبرا بود تا در عهد خجسته و زمان فرخندهء مروج مذهب حق ائمهء اثنى عشر ، غلام خاص به اخلاص امير المؤمنين حيدر يعنى نواب گيتىستان فردوس مكان و شهريار اقليم‌گير جهان‌ستان آن قبهء منور در نظر كيميا اثر خاقان بحر و بر مختصر نمود و به معمارى همت و الا نهمت مقرر فرمود كه آن گنبد را برداشته به جاى آن گنبدى عالىشان و قبه‌اى نورفشان در كمال رفعت و شان به آسمان افراشتند و فرش تمامى در ساحت حريمش انداخته مهبط انوار كرامتش ساختند و اكنون آن مرقد پاك ، مطاف روشنان عالم بالا و مرجع روشندلان بسيط غبر است و پيوسته ارباب ارادت و اصحاب كرامت از اقطار آفاق به طواف آن مرقد منور مىشتابند و در آنجا دلخواه خود را به دعا درمىيابند . گفتار در ذكر شمه‌اى از مناقب آثار مقتداى آفاق شيخ صفى الدين اسحاق جلايل ذات وافر السعادات و كرايم صفات جليل البركات اين آفتاب اوج كرامت و اين گرامى گوهر بحر ولايت از آن والاتر است كه به نردبان پايهء خيال به ساحت جلال آن توان رسيد يا به دستيارى خامهء تنك گام ، گرد تكاپوى اين وادى بىانتها توان گرديد . آفتابى بود عالمتاب از مطلع جلالت و شأن تابان و بدر منيرى از افق سيادت و هدايت ، لمعان ، شعشعهء انوار قدس از جبين مبينش ظاهر و بارقهء لوامع انس از گوهر ذات سعادت قرينش باهر . نخستين پلهء سلم بلند پايهء جلالش اعتلا بر معارج قبول ، آخرين مرحلهء شاهراه كمالش ارتقا بر مدارج وصول ، كلام در نظامش گوشوار گوش قبول سلاطين گردون